زمان مطالعه: 8 دقیقه
«حوصلهام سر رفته.» اگر والد یا معلم نوجوان باشید، این جمله را بارها شنیدهاید و احتمالاً جوابتان یکی از اینها بوده: «برو درس بخوان»، «برو بازی کن»، «خودت یه کاری پیدا کن». معمولاً این جمله را شکایتی بیاهمیت میدانیم.
اما پژوهشها نشان میدهد بیحوصلگی، بهخصوص وقتی تکرار شود و راه سالمی برای پر شدن نداشته باشد، میتواند در کنار عوامل دیگر زمینهساز آسیبهایی مثل استفادهی مشکلدار از گوشی، شرطبندی و رفتارهای پرخطر باشد. بیحوصلگی بهتنهایی علت اعتیاد نیست، ولی یکی از عاملهای خطر است که زود دیده نمیشود.
در این مقاله میبینید بیحوصلگی دقیقاً چیست، چه فرقی با تنبلی و افسردگی دارد، پژوهشها دربارهی ارتباطش با آسیبها چه میگویند، و چه کارهایی در خانه و مدرسه میشود کرد.
در یک نگاه: بیحوصلگی یعنی میل به کاری معنادار و نرسیدن به آن، نه تنبلی. با افسردگی همپوشانی دارد ولی یکی نیست. پژوهشها آن را با استفادهی مشکلدار از فضای مجازی و گوشی و با قمار مرتبط میدانند، هرچند بیشتر این پژوهشها همبستگی را نشان میدهند و جهت رابطه را قطعی نمیکنند. هدف، حذف کامل بیحوصلگی نیست؛ ساختن جایگزینهای معنادار، گفتوگوی بدون قضاوت و دریافت کمک در صورت نیاز است.
بیحوصلگی دقیقاً چیست؟
بیحوصلگی احساسی ناخوشایند است که در آن فرد چیزی میخواهد، یعنی کاری جذاب و معنادار، ولی نمیتواند آن را پیدا کند یا به آن برسد. به همین دلیل با تنبلی فرق دارد: آدم تنبل «نمیخواهد»، آدم بیحوصله «میخواهد، ولی نمیداند چه».
بیحوصلگی دو چهره دارد. گاهی به شکل بیحالی و خمودگی دیده میشود. گاهی به شکل بیقراری و دنبال هیجان گشتن. نوجوانی که دائم بین اتاقها راه میرود، به همهچیز غر میزند یا دنبال دردسر میگردد هم ممکن است بیحوصله باشد.
بیحوصلگی مثل یک چراغ هشدار است: میگوید وضعیت فعلی برای من معنادار یا درگیرکننده نیست. مسئله این است که نوجوان با این هشدار چه میکند.
بیحوصلگی، تنبلی و افسردگی: فرقشان چیست؟
- تنبلی: میل کمی به انجام کار وجود دارد و فرد از وضع موجود ناراضی نیست.
- بیحوصلگی: میل وجود دارد ولی راه رسیدن به آن گم شده است، و وضع موجود آزاردهنده است.
- افسردگی: معمولاً با غم یا بیعلاقگی مداوم، تغییر خواب و اشتها، بیارزشپنداری و کاهش انرژی همراه است و فقط به نبود فعالیت مربوط نیست.
پژوهشی روی ۸۲۳ دانشجو نشان داد بیحوصلگی و افسردگی همبستگی بالایی دارند، ولی دو تجربهی متمایزند، نه یک چیز با دو اسم (گلدبرگ و همکاران، ۲۰۱۱). پژوهشگران حدس میزنند بیحوصلگی ممکن است عامل خطری برای افسردگی هم باشد، ولی این موضوع هنوز نیاز به پژوهش بیشتر دارد.
نکتهی عملی: اگر نوجوان شما فقط وقتی کاری ندارد حوصلهاش سر میرود ولی با پیدا شدن فعالیتی که دوست دارد سرحال میشود، احتمالاً بیحوصلگی است. اگر حتی کارهایی که قبلاً دوست داشت هم دیگر برایش جذاب نیست و غم و بیانرژی بودنش هفتهها ادامه دارد، وقت مشورت با متخصص است.
چرا بیحوصلگی میتواند به آسیب برسد؟
منطق ساده است: بیحوصلگی حس بدی دارد و آدم میخواهد زود از آن خلاص شود. گوشی، شرطبندی و رفتارهای پرخطر سریع و ارزان هیجان یا سرگرمی میدهند. اگر نوجوان راه سالمتر و در دسترسی نداشته باشد، سراغ همینها میرود. پژوهشها از این تصویر پشتیبانی میکنند، هرچند با احتیاط.
رفتارهای پرخطر
مرور سیستماتیکی از ۲۵ مقاله بیحوصلگی در اوقات فراغت را عاملی دانست که میتواند به رفتارهای پرخطر در نوجوانان کمک کند. همان مرور میگوید پژوهش در این زمینه هنوز کم است، بهویژه در کشورهای در حال توسعه (وگنر و فلیشر، ۲۰۰۹).
گوشی و فضای مجازی
یک فراتحلیل روی ۵۹ پژوهش نشان داد بین بیحوصلگی و استفادهی مشکلدار از رسانههای دیجیتال رابطهی متوسط تا نسبتاً قوی وجود دارد، ولی بین بیحوصلگی و استفادهی معمولی رابطهی ضعیفی دیده شد. یعنی مسئله خود گوشی نیست، بلکه استفادهی وسواسی و کنترلنشده است. بیشتر آن پژوهشها هم مقطعی بودند و نمیتوان از آنها نتیجه گرفت کدام عامل علت دیگری است (کامرینی و همکاران، ۲۰۲۳).
قمار و شرطبندی
پژوهشی روی ۲۰۲ دانشجو نشان داد انواع بیحوصلگی با قمار یکسان رابطه ندارند. به گفتهی پژوهشگران، افراد بیشتر برای بالا بردن هیجان قمار میکنند تا برای فرار از احساس منفی بیحوصلگی، و نوعی از بیحوصلگی که با نیاز به هیجان همراه است مشکلات قمار را پیشبینی میکرد (مرسر و ایستوود، ۲۰۱۰). این نکته برای والدین مهم است: نوجوانِ بیقرار و دنبال هیجان ممکن است بیش از نوجوان آرام و کمانرژی در معرض خطر باشد.
احتیاط لازم: این پژوهشها نشان میدهند بیحوصلگی و آسیبها در کنار هم دیده میشوند، نه اینکه بیحوصلگی قطعاً آنها را ایجاد کند. گاهی عامل سومی مثل اضطراب، تنهایی یا افسردگی هر دو را پدید میآورد.
بیحوصلگی عادی یا زنگ خطر؟
معمولاً عادی است اگر:
- گاهی پیش میآید و با پیدا شدن یک فعالیت برطرف میشود.
- نوجوان هنوز به چیزهایی علاقه دارد و دوستانش را میبیند.
- خواب، درس و خلقوخوی او تغییر محسوسی نکرده است.
زنگ خطر است اگر:
- تقریباً هر روز تکرار میشود و هفتهها ادامه دارد.
- فقط با گوشی، بازی، یا هیجانهای تند برطرف میشود.
- با قطع دسترسی به گوشی، عصبانیت و بیقراری شدید دارد.
- پنهانکاری، دروغ دربارهی مصرف وقت یا پول، یا پول و وسایل بیتوضیح کم میشود.
- بدخوابی، افت درسی یا دوری از دوستان و خانواده دیده میشود.
- نشانههای غم و بیعلاقگی مداوم دارد.
چه کار کنیم؟ راهکارهای عملی برای والدین و معلمان

- جمله را جدی بگیرید و قضاوت نکنید. بهجای «برو یه کاری بکن»، بگویید: «بیشتر بگو، چه چیزی آنقدر خستهات میکند؟ چه کاری دوست داری ولی نمیشود؟»
- هدف حذف کامل بیحوصلگی نیست. اگر هر لحظهی خالی را بلافاصله پر کنید، نوجوان یاد نمیگیرد خودش راه پیدا کند. هدف این است که راه سالمی برای عبور از بیحوصلگی پیدا کند.
- با هم یک «جعبهی بیحوصلگی» بسازید. فهرستی از فعالیتهایی که خودش انتخاب میکند (بخش بعد). وقتی حوصلهاش سر رفت، از همان فهرست یکی را امتحان کند.
- فعالیت معنادار بدهید، نه فقط سرگرمکننده. نوجوان معمولاً وقتی کاری را خودش انتخاب کرده، کمی چالش دارد و دیده میشود، بیشتر درگیر میشود.
- زمانهای بدون گوشی را با جایگزین شروع کنید. بهجای «گوشی ممنوع»، بگویید «بین ساعت ۸ تا ۹ شب همه گوشیها را کنار میگذاریم و یک کار دیگر میکنیم.» جایگزین مشخص، پذیرش را بالا میبرد.
- با هم باشید. یک بازی، پیادهروی، آشپزی یا تماشای فیلم مشترک، گاهی از ده نصیحت بهتر است.
- خودتان نمونه باشید. اگر خودتان هم در اوقات خالی دائم گوشی دست میگیرید، توقع از نوجوان سختتر میشود.
- خواندن را یکی از گزینهها بگذارید، نه تنها گزینه. کتاب برای همه جذاب نیست. میتوانید کتابی را با هم بخوانید یا انتخاب را به او بسپارید. دربارهی نقش کتاب در آرامش و سلامت روان، مقالهی «کتابدرمانی» را ببینید.
جملههایی که کمک میکند
- «به نظر میرسد این روزها حوصلهات خیلی سر میرود. دوست داری دربارهاش حرف بزنیم؟»
- «اگر قرار بود امروز یک کار جالب بکنی، چه میشد؟»
- «بیا یک چیز جدید را با هم امتحان کنیم؛ اگر خوشت نیامد، کنارش میگذاریم.»
جملههایی که بهتر است نگویید
- «تو که همیشه بهانه میآوری!» ← جلوی گفتوگو را میگیرد.
- «وقتی ما بچه بودیم هیچکدام از این امکانات را نداشتیم.» ← مقایسه است و نوجوان کلاً دیگر دربارهی حال خودش حرف نمیزند.
- «برو بیرون و بازی کن!» ← دستور است و جایگزینی نمیدهد.
ایدههایی برای «جعبهی بیحوصلگی»
این فهرست را با نوجوان بخوانید و فقط مواردی را نگه دارید که خودش میخواهد:
- حرکتی: پیادهروی، دوچرخهسواری، ورزش گروهی، پارکور، طنابزدن، یوگا.
- خلاق: نقاشی، موسیقی، عکاسی با گوشی، نوشتن، ساخت یک ویدیوی کوتاه، آشپزی.
- اجتماعی: دیدن دوست، کار گروهی، عضویت در یک تیم یا کانون، داوطلبی.
- یادگیری: یک مهارت جدید، زبان، برنامهنویسی، شطرنج، دورهی آنلاین.
- آرامشبخش: خواندن کتاب، گوش دادن به پادکست، نوشتن در دفتر خاطرات.
- مسئولیتپذیری: مراقبت از گیاه یا حیوان، کمک در یک کار خانه با نظر خود او.
چه موقع باید کمک تخصصی گرفت؟
اگر یکی از اینها را دیدید، با روانشناس یا مشاور نوجوان صحبت کنید:
- غم، بیعلاقگی یا بیحوصلگی که بیش از چند هفته ادامه دارد و زندگی روزمره را مختل کرده.
- وابستگی شدید به گوشی، بازی یا شرطبندی و ناتوانی در کنترل آن.
- مصرف مواد یا الکل، یا پنهانکاری دربارهی آن.
- صحبت دربارهی بیارزشی، بیامیدی یا فکر آسیبزدن به خود. در این حالت فوراً با اورژانس اجتماعی (۱۲۳) یا مشاورهی بهزیستی (۱۴۸۰) تماس بگیرید یا به نزدیکترین مرکز درمانی بروید. (شمارهها را پیش از انتشار دوباره بررسی کنید.)
سؤالات متداول
آیا بیحوصلگی نشانهی افسردگی است؟
لزوماً نه. بیحوصلگی و افسردگی همپوشانی دارند ولی یکی نیستند. اگر غم و بیعلاقگی مداوم هم همراهش بود، با متخصص مشورت کنید.
باید گوشی را کاملاً بگیرم؟
معمولاً بهتر است قوانین مشخص و مشترک بگذارید (مثل ساعتهای بدون گوشی) و جایگزین بدهید. گرفتن ناگهانی و بدون جایگزین ممکن است فقط پنهانکاری را بیشتر کند.
آیا بیحوصلگی فقط مشکل نوجوانهاست؟
نه، بزرگسالان هم آن را تجربه میکنند. ولی نوجوانان معمولاً اختیار کمتری بر وقت خود دارند و پیدا کردن جایگزین سالم برایشان دشوارتر است.
نوجوانم به هیچچیز علاقه ندارد؛ چه کنم؟
فشار نیاورید. چند آزمایش کوچک و کوتاه پیشنهاد کنید و از او بخواهید فقط امتحان کند. علاقه معمولاً بعد از تجربه شکل میگیرد، نه قبل از آن. اگر بیعلاقگی عمومی و طولانی است، به مشاور مراجعه کنید.
جمعبندی
«حوصلهام سر رفته» ممکن است فقط یک غر ساده باشد، یا یک سیگنال. بیحوصلگی تنها عامل آسیب نیست ولی عاملی است که با گفتوگو، جایگزینهای معنادار و حضور بزرگترها میتوان آن را مهار کرد. دفعهی بعد که این جمله را شنیدید، یک لحظه مکث کنید و بپرسید: «چه چیزی کم است؟»
منابع
Goldberg, Y. K., Eastwood, J. D., LaGuardia, J., & Danckert, J. (2011). Boredom: An emotional experience distinct from apathy, anhedonia, or depression. Journal of Social and Clinical Psychology, 30(6), 647–666. https://doi.org/10.1521/jscp.2011.30.6.647
Wegner, L., & Flisher, A. J. (2009). Leisure boredom and adolescent risk behaviour: A systematic literature review. Journal of Child and Adolescent Mental Health, 21(1), 1–28. https://doi.org/10.2989/JCAMH.2009.21.1.4.806
Camerini, A.-L., Morlino, S., & Marciano, L. (2023). Boredom and digital media use: A systematic review and meta-analysis. Computers in Human Behavior Reports, 11, 100313.
Mercer-Lynn, K. B., & Eastwood, J. D. (2010). Is boredom associated with problem gambling behaviour? It depends on what you mean by ‘boredom’. International Gambling Studies, 10(1), 91–104. https://doi.org/10.1080/14459791003754414